"دعای یار" و "نوید عشق"
دعایِ یار
یار من دست دعــا کــــــــرده بلند دست او باشــد به دور از هـر گزند
مژده ی وصــــل و نوازش داده ام مژده یی شیـرینتر از شهــــد وقند
او دعـای نیــــــــــک کرده بهر من دست بدخـــواهش جـدا از بند، بند
مرده باد آنکس کـه اغیار من است آنکـــه دارد بر سر مـــــن نیشخند
خاطر یار خـــودم خـــــواهم کنون تا به کی با حرف مردم چون و چند
ایکه بر مـن داده یی عشق و صفا گوش کن! تا گویمت اینگــــونه پند
خیر خود خـــواه وسعادت بهر من تا ابد باشــد به ما چــــون پیشوند!
خاطرت افســرده منما، شــــاد باش
"سائست" باشـد زتو، زین پس بخند
۱۳- ۷- ۱۳۸۵ / ۳- ۱۰- ۲۰۰۶
چنداول؛ کابل

نوید عشق
امشب سروش عشق"۱" پیــام جدید داد وقتی کـــــه نای عشـق، نوایِ نوید داد
با صد هــــــــزار ناز و نیاز و کرشمه اش امشب نگار مــن، ز وصالــــش وعید داد
درنیم شب قشــــــــنگ بود روی ماه او با بوسه ای که از لب شهدش شدید داد
انگار ماه آمـــــــــــــــده امشب کنار من وزعشق وشوق لحظه ای گفت وشنیدداد
مثل مهــــــــاجری که پرستوست نام او آمــــــــــد و مـــرغ طبع مرا هم پرید داد
دانستم ای خـدا که بود سخـت عاشقی وقتی که یار وعــــــده ی وصل بعید داد
"سائس" خموش باش که معشوق ناز تو
بر خــــواب رفته و به دل تو امـــــــید داد
۱۹- ۱۰- ۱۳۸۴ / ۱۰- ۱- ۲۰۰۵
چنداول ، کابل
"1"- اشاره به مجموعه ی شعری "سروش عشق"، سید مصطفی سائس، چاپ مطبعۀ دارالاسلام،کابل: سال 1384
درود مهربان!