گلهای وحدت
روزگاری در پروژه ی باغداری و مالداری "HLP" در وزارت زراعت و آبیاری افغانستان کار میکردم و همکارانی داشتم از هر گوشه و کنار میهن که هر کدام نمادی از صداقت، صمیمیت و یکپارچگی بودند که موقعیت های شغلی هرگز نتوانست در بین ما رخنه ایجاد کند. محبت ها و صمیمیت های ما نه تنها در وقت رسمیات و اوقات کاری، بلکه اوقات فراغت و روزهای تعطیل ما را نیز در بر می گرفت که شبهای جمعه یا روزهای جمعه همه با هم بودیم و در میله ها و تفریحات همدیگر را همراهی میکردیم و غم و شادی مان را از آنِ یکدیگر می دانستیم. همین دوستی های پاک و صمیمیت های خالص باعث شده بود تا دلسروده ی زیرین را برای ماندگار ساختن هرچه بیشتر یادها و خاطره های شان بسرایم. یادش بخیر، لحظات فراموش ناشدنی بود...
گلهای افغان
ابتدا گـــــــــــــویم سخن از خالـــــــــق غفار گل دوم از نعت محمـــــــــــــــد سید و سردار گل
خواستم چینــــــم گلی از بوســـــــــتان دوستان بوستان دوســـــــــتان مملوست از بسیار گل
هـــــــــر گلی؛ از گلستان ملت افغـــــــــــان بود ملت افــــــــغان گل و این کشــــــور گلزار گل
یک گل از "پنجـــشیر" و آن دیگر ز بُستان "هری" بوستان گل، گلـستان گل، شهــرک و بازار گل
گر ز "ننگرهار" و "لغمان" است، یا "میدان" و"چرخ" جمله با گلهــــــای "کابل" می شود گلنار، گل
صبحــــدم رفتم ببویم، بوی گلهـــــــــــای بهشت بر مشام از "کوهسِـتان" شد از همه بودار گل
آن یکی از "قـــندهار" و دیگر از "غــزنی" و "بلخ" می شود گلــــــــدسته یی با معنیِ بسیار گل
آری آری! نام گیـــــرم این همــــــــــه گلهای ناز نام یاران گل بود، هنـــــــــــــگامه ی اقرار گل
هست "رویا"۱ عــــــــــــترتِ این گلستانِ با صــفا عترتش گل، معجــــــرش گل، چادر گلدار گل
می سزد ناز و کرشمـــه گر که "شیما"۲ می کند ناز او گل، عشوه اش گل، چهره و رخسار گل
چــون "محب الله"۳ بود سردار و سالار هـــــــمه امر و قهـــــــر و خواهش آن سید و سالار گل
از هــــــــــــــمه محـــبوب تر در بین گلهای چمن است "جمشــــیدِ نصیر"۴ آن رهـــبر ابرار گل
نور چشـــم ما "مَطـیع الله"۵ و "قـدرت خان"۶ بود هم "فــرید الله"۷ شـود سرچشمه ی انوار گل
مشعل "سلطانِ محمـــــــود"۸ اندرین تاریک شب تابش خـــــــــــورشید دارد، مشــعل انوار گل
"ناصــــــری"۹ سر دسته ی این گلشن آزاده گان دسته اش گل،گلشن اش گل، شوخی اخیار گل
"سالک"۱۰ آمد بهــــــــــــــر ترویج امور میوه جات زین سبب از شــــاخه سر زد پندک بسیار گل
"اکبری"۱۱ باشد سپهــــــــــــسالار باغ و بوستان گلشن و باغ و سپاه همچـــــــــو فرماندار گل
"کاکر ِ"۱۲ داکـتر کند سعـــــــــی و تلاش بنــدگی تا بیافــــــزاید به مـــــــــــواشی این گلزار گل
شاه "زین العـــــــابدین"۱۳ باشد ز جان خدمتگذار خدمت اش گل، زینت اش گل، جــلوۀ انوار گل
سید ثانی بود محـمــــــــودِ۱۴ "سید مشکل" لقب مشکلش گل،ناله اش گل،کبک خوشرفتار گل
در شجاعــــــت نیست مانند "امان الله"۱۵ کسی قــــدرتش گل، قوت اش گل، دُشمن اغیار گل
چون "فرید احمد امیری"۱۶نیست خندان هیچکس خنده اش گل، مستی اش گل، شاهد ایثارگل
"مرتضی"۱۷گل،"مصطفی"۱۸ گل،"صابرگلزاد"۱۹هم با "بهــــــــاءو الدین"۲۰ ما با حالت بیــــمار گل
چون دو مرد عاجـــــز و مسکــین و دایم مستمند آن "امـــیر مامد"۲۱ بود با "لیاقـت"۲۱ دیندار گل
"کَل پری"۲۲ آمد به میـــــدان تا سراید ساز عشق نغـــــمه ی عشق "عنایت"، جلوه ی زنار گل
گر بگــــــــــــــــــــــویم نام هر سه پهلوانان دلیر "زمری" گل،هم"شعیب" و"مـامد"۲۳هشیارگل
اینهمه گلــــــــهای وحدت، خوش سزد در میکده باده گل، ساقـــــــــی گل و آن ساغر دوار گل
"مصطفی" دارد امیــــــــــــــــدِ اتفاق و دوستی اتفاق و دوستی باشــــــــد عجب دشوار، گل
بشنو از گلها که باهــــــــــم ساز وحدت می زنند ساز وحــــــــــــدت گل، و آواز خوش گیتار گل
سائس این گلهـــــــــــــای زیبا روی را بین و بگو باغــــــــــــــــبان بوستان با خلقتِ رخسار گل
باغبانا این هـــــمه گل را شگوفایی بده
تا شگوفا گردد این بستان و این گلزار گل
۸- ۱۱- ۱۳۸۶ / ۲۸- ۱- ۲۰۰۸
وزارت زراعت، کابل - افغانستان
۱- رویا شفق؛ معلم زبان انگلیسی برای کارمندان ولایتی پروژه
۲- شیما؛ آشپز و مسوول چایخانه
۳- سید محب الله هاشمی؛ مدیر اجرائیوی پروژه
۴- جمشید نصیر کوهستانی؛ معاون لوژستیک و ترانسپورت پروژه
۵- مطیع الله ستانکزی؛ کارمند اداری پروژه
۶- قدرت الله؛ دریور "راننده" پروژه در زون شمال
۷- فرید الله؛ دریور "راننده" پروژه در بخش فینانس و دفتر مالی
۸- سلطان محمود مشعل؛ مسوول بخش تکنالوژی معلوماتی (IT)
۹- عبدالواسع ناصری؛ کوردیناتور "مسوول همآهنگی" امور تدارکاتی پروژه
۱۰- انجنیر نقیب الله سالک؛ کوردیناتور "مسوول همآهنگی" بخش باغداری پروژه
۱۱- نور اکبری؛ کوردیناتور عمومی و رئیس داخلی پروژه
۱۲- دکتور شاه محمد کاکر؛ کوردیناتور "مسوول همآهنگی" بخش مالداری پروژه
۱۳- انجنیر زین العابدین نور؛ کوردیناتور باغداری پروژه در زون مرکزی
۱۴- سید محمود؛ دریور زون مرکزی پروژه. به خاطر اینکه مشکلات خانوادگی را بهانه ساخته از دفتر رخصت میگرفت، ملقب به سید مشکل شده بود.
۱۵- امان الله؛ دریور "راننده" بخش باغداری زون مرکز
۱۶- فرید احمد امیری؛ دریور بخش اداری پروژه
۱۷- مرتضی خیرخواه؛ دریور بخش اداری پروژه
۱۸- سید مصطفی سائس؛ معاون اداری و مسول قوای بشری و استخدام کارمندان پروژه
۱۹- صابر گزاد؛ مسوول صفایی و تهذیب داخلی دفاتر پروژه
۲۰- بهاؤالدین، مسوول صفایی و تهذیب بیرونی دفاتر پروژه
۲۱- امیر محمد و لیاقت علی دریوران بخش مرکزی پروژه
۲۲- عنایت الله وفایی؛ دریور بخش مرکزی پروژه که به خاطر کچل بودن سرش، مشهور به "کَل پری" بود.
۲۳- زمری نبی زاده؛ محمد شعیب کوهستانی و خلیفه محمد ؛ دریوران بخش فنی و مسلکی پروژه
درود مهربان!