یکنفر

یکنفر دیشب مرا رسوای رســــوا کرد و رفت     جنگ کرد و قیل وقالِ سخت، دعوا کرد و رفت

یکنفر دیشب مرا دشـــــــــنام داد و قهر کرد     تا بگـــــــــــویم آی لیلی! شانه بالا کرد و رفت

یکنفر با چشم شوخ اش کرد اگر دل را اسیر     باهمان چشمان شوخ اش اکت بیجاکرد و رفت

یکنفر در سینه اش دل نی، گمانم سنگ بود     سنگدل مثل خـودش شاید که پیدا کرد و رفت

یکنفر منظــــور "سائس" نیست کس، جز یکنفر

خیره سر، دیشب عجب باخویش نجوا کرد و رفت

۱۸- ۷- ۱۳۸۹ / ۱۰- ۱۰- ۲۰۱۰

شهر مالمو؛ سوئد