یکنفر
یکنفر
یکنفر دیشب مرا رسوای رســــوا کرد و رفت جنگ کرد و قیل وقالِ سخت، دعوا کرد و رفت
یکنفر دیشب مرا دشـــــــــنام داد و قهر کرد تا بگـــــــــــویم آی لیلی! شانه بالا کرد و رفت
یکنفر با چشم شوخ اش کرد اگر دل را اسیر باهمان چشمان شوخ اش اکت بیجاکرد و رفت
یکنفر در سینه اش دل نی، گمانم سنگ بود سنگدل مثل خـودش شاید که پیدا کرد و رفت
یکنفر منظــــور "سائس" نیست کس، جز یکنفر
خیره سر، دیشب عجب باخویش نجوا کرد و رفت
۱۸- ۷- ۱۳۸۹ / ۱۰- ۱۰- ۲۰۱۰
شهر مالمو؛ سوئد
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۷/۱۸ ساعت 21:19 توسط سید مصطفی سائس
|
درود مهربان!