"مناجات"، "سجدۀ توحید" ، "نهال محبت" و "میهن من"
مناجات
گــــــــــــــناه من ببخش و کامرانم کن، ای پروردگار مهــــربانم
ببخشا جُـــــرم "سائس" ، یا الهی! که این باشد؛ مرام و آرمانم
۲۵ - ۶- ۱۳۸۳ / ۱۵ -۹ - ۲۰۰۴
زیارت سخی ، کابل، افغانستان
سجده ی توحید
ای ساقي کوثر! چو شوم نشئه ی توحيد سرمست شوم، نوش کنم شیره ی توحيد
چون هست به وحدت سرو کار منِ خمار مخمـــــور شرابم همه از دجـــله ی توحيد
گر زاهـد و صوفی به تن خویش کند دلق هيچ است وهمه پوچ و ريا شیوه ی توحيد
من رند خـراباتم و در ميکـــده ی عشـق از جان گذرم چــــون شنوم نعـره ی توحيد
خوش باد برآندم کــــه سر خویش ببينم دیوانه صـفــت، مست ز پیمــــانه ی توحيد
اينک تو بيا از سر اخلاص چـو "سائس"
در پر ده ی اخلاص نما سجده ی توحيد
۲۷- ۲- ۱۳۸۳ / ۱۷- ۵- ۲۰۰۴
چنداول، کابل
نهال محبت
بیا تا بگیــــــریم دستِ همه چـو دانیم، ازل را اَلستِ"۱" همه
وطـندار خود را محبت دهیم که گردد وطن شاد و مستِ همه
۱۰ - ۵- ۱۳۸۳ / ۳۱- ۷- ۲۰۰۴
وزارت زراعت، کابل، افغانستان
ميهن من
ای ماه من، وی مادرم!
ای میهــن و وی مأمنم!
همه در ساز تو اند
که امیدیست به آیندۀ پر صلح و صفا
همه سرباز تو اند
مهم آن نیست که پیر است و یا کودک نادان
اگرم پیر بود یا که همان کودک معصوم
و یا تازه جوانِ برنا
مهم اینست:
که اگر مرد بود یا که همان
زن معصوم و پسندیده و مظلوم
همـه از آنِ تو اند
چه شد آن دشت و دمن؟
که همه : پر ز شقایق و ریاحین بودند
چه شد آن باغ و چمن؟
که همه : میوه شیرین و لذیذی داشتند
چه شد آن لاله ی بشگفته که در فصل بهار؟
چه عجب رنگ و رخ و صورتی زیبایی داشت
آه ای میهن من!!!
منـم آریایـــی تو هم خراسانی تو
همچو افغانی تو نعـره از دل بزنم
"شاد باد!"
شاد باد میهن غمــــــــــــدیده من!!! شاد باد مادر و هم مأمن رنجیدۀ من"
سید مصطفی "سائس"
۲۳- ۱- ۱۳۸۸ / ۱۴- ۴- ۲۰۰۹
شهر مالمو، سوئد
"۱" - منظور از " الست بربکم" میباشد.
درود مهربان!