حلالم کن
حلالم کن
بیا و باز به حـُـــــــــکم ازل حلالم کن بهــــــــانه ساز برایم اجل، حلالم کن
سلاح گیر ز اسباب انتحــــار و سپس بیا بگـــــــــــیر مرا در بغل، حلالم کن
و همچو راهبری بهر حفظ قدرت خود بیا و باز به نفــــــــــع ملل، حلالم کن
اگرچه پاکـــــتر از شیر مادرت هستم ولی بیا و به رسـم چَتَل"۱" حلالم کن
ترا به وسعـت "آمـو" قسم، بیا دختر! چو قطره قطره ی آب حَمَل"۲" ،حلالم کن
و مثل شاعری؛ که دور مانده ازمیهن ترانه ساز وبه سبک غزل، حلالم کن
چونیست چشـم امید ازجهان زودگذر بیا به لحظـــه ی اخر، اول حلالم کن
اگرکه تشنه لبی همچو دشت وکوهِ وطن بنوش خون مرا چون عسل،حلالم کن
بیا کــــــــــه "سائس" عجب درد دل کند! با تو
که خسته گشته ام و هم کسَل"۳"، حلالم کن
۳۰- ۲- ۱۳۸۸ / ۲۰- ۵- ۲۰۰۹
شهر مالمو؛ سوئد
۱- جتل: در لهجۀ دری زبان پارسی به معنای کثیف و ناپاک است.
۲- حمل: ماه اول سال خورشیدی که مترادف آن "فروردین" میباشد.
۳- کسل: در لهجۀ پارسی دری به کسر "س" خوانده میشود، هرچند در لهجۀ پارسی ایرانی به فتح "س" خوانده میشود.
درود مهربان!