"هجران عشق"، "بی تو امشب" و "تنها شدم"
هجران عشق
جانم به لب رسیـد چـــو جانان من برفت دردم ز حـد گذشت چودرمان من برفت
روحــــم ز تن پرید و شدم نقش بر زمین آرام و راحـــــــــــت دل نالان من برفت
تاریک گشت خـــــــانه و کاشانه ی دلم چون آفـــتاب گـــرم زمستان من برفت
آن مرغ عشق، بال گشـــــود و پرید زود خاموش کرد نغمه ی دستان من برفت
وقتی که رفت یار من از پیش چشم من باران غــم چو سیل ز مژگان من برفت
پژمرده گشت سنبل ونسرین و یا سمن ازباغ من چو بلبل خوشخوان من برفت
نالیـــــدنم؛ چـــــو بلبل و فریاد؛ مثل نی اکنون که از نظـــر گل خندان من برفت
یعقــــــــــــوب وار ناله کنــم در فراق او کز پیش دیده یوسف کنــعان من برفت
در حیــــــــرتم که دلبر لیلی صفت چرا؟ عهـدم شکست و ازسرپیمان من برفت
عشقش به دل مُــــدام بود "سائسا" بیا هرچـــــــــند از نظر مهِ تابان من برفت
یارا بیــــــار باده ای از جنس تاک عشق
فرصت غنیمت است که دوران من برفت
۶- ۷- ۱۳۸۶ / ۲۸- ۹- ۲۰۰۷
چنداول، کابل
بی تو امشب
چرا تنهــــا نشيـنم بي تو امشب؟ به مردن شد يقينم بي تو امشب
نخواهــــــــم بوسـتانی را پر از گل گل و برگـي نچينم بي تو امشب
نخواهد چشم من سيماي شب را و کوکب را نبيـــــنم بي تو امشب
چرا تنهـــــــــا شدم در اين بيابان؟ بگــــــو اي نازنينم! بي تو امشب
رسيــــده بر لبم، جــانم، ز هجرت چرا زار و حـــــزينم بي تو امشب
ز من شعر وسرودي ازچه خواهند؟ که من لال وغمينم بي تو امشب
بود "سائس" چنین حـيــران و نالان
يقين کن، مه جبینم، بي تو امشب
۳- ۷- ۱۳۸۶ / ۲۴- ۹- ۲۰۰۷
چنداول، کابل
شيدا شدم
بي تو امشب، يار من، تنها شدم مثل مجنـــــون واله و شیدا شدم
زندگی مـــــــــــن تو بودی تا ابد بی تو در این زندگـــی رسوا شدم
چنداول، کابل
۳- ۷- ۱۳۸۶ / ۲۴- ۹- ۲۰۰۷
درود مهربان!