"شب اربعین" و "لوای حسین"
دوستان عزیز درود و سلام!
فرا رسیدن ایام جانگداز اربعین حسینی را برای شما و از طریق شما برای خانواده های محترم و تمام مسلمین جهان تسلیت عرض میکنم و امیدوارم که از فیوضات این ایام متبرکه مستفید گردیده، طاعت و عبادات شما مقبول درگاه ایزدی قرار گیرد.
البته اشعار زیرین را که شما به خوانش میگیرید، بالترتیب از مداحان و ذاکران و مناقب سرایان مشهور اهل البیت هر یک "حاج احمد شیدا" از شعرای معروف افغان زمین و "محمد سرور دهقان" شاعر معاصر کشور ما افغانستان که عمر خود را در کوچه و پس کوچه های چنداول و شهر کابل سپری نموده است و از شهرت خاصی در ناحیۀ اول شهر کابل برخوردار بود، که متأسفانه اکنون ادبا و فضلای کشور مرحوم دهقان را بدست فراموشی سپرده اند و نامی از آن به زبان نمیبرند.
به هر حال این شما و این هم اشعار زیبای "حاج احمد شیدا" و "محمد سرور دهقان" که امیدوارم از نظرات و پیام های ارزشمند شما عزیزان مستفید گردم:
شب اربعین
امشب از شبهای دیگر، آتشم سوزان تر است ام لیلا را به سر شوق مــــــــــزارِ اکبر است
از برای طوف قـــــــبر شاه دین، جدش رسول مادرش زهــرا، حسن در کـربلا با حیدر است
عابد بیمــــــــار امشب دیده است خواب حزین زآنکه امشب اربعـــــین زاده ی پیغمبر است
شهــــــربانو امــشب اندر کوه و صحرا با فغان از برای حلــــــــق بی شیر علیِ اصغر است
دوستان امــــــــــشب بپا دارید مانم بر حسین زینب مظلومه را امشب دو چشمانِ تر است
ام کلثوم حـــــــــــــزین امشب نخوابد تا سحر چون هــــوای مرقد عباس او را بر سر است
هـــــــــر زمان گیرد سکینه دامن زینب به کف در تنم امشب ز بهر هجـــــــــر بابم آزر است
گوئیا نزدیک گشته قـــــــــــــــبر بابایم حسین زانکه اینک عمه جان برسر هوای دیگر است
در هـــــــــــــــوای قاسم داماد ناشان حسین زلف و رخسار عروس دلفگار از خون تر است
هرزمان گوید: پسرعم! چون روم سوی وطن؟ چون عروسان گویدم این بی قدم بی شوهر است
یا حسین! "شیدا" به سر دارد هــــــوای کربلا
گـــــــر چه باشد پُر گنه بر ذاکرانت چاکر است
و این هم شعر زیبایی از مرحوم محمد سرور دهقان:
لوای حسین
به رستخــــــیز چو بالا شود لوای حسین به یک زبان هـــــمه گویند مرحبای حسین
غمی که در دل من است از برای حسین حسین داند و مــــــن دانم و خدای حسین
بسوخت زهـــــــد و ریای تو زاهدا به خدا خدا بداده جـــــــنان را به خونبهای حسین
من آن نمک خـــــور فقرم که گویم آدم را نشین به گوشۀ حــور و بکن دعای حسین
قـَسَــــم به حــقّ خدا گر بسوزدش آتش همین قـَـــــــدَر که بود گبر آشنای حیسن
مرا که علــمِ حق، آموخت معرفت، دیدم که فـرشِ عرش بود دشتِ کـربلای حسین
ز چاریار نبی "ص" و ز چار مذهــــب پرس که کرده بوسه محمد زدست وپای حسین
به هر دو دهــــــر گدایِ درش نمی گنجد ز من مپرس دگـــــــر! وصف بارگاه حسین
تو خواه گریه کنی، خواه خــنده، مختاری فـلک زند به سر و سیـــنه از برای حسین
مطــــیع آن حرکاتم که در طریقتِ عشق متاع هــــــــر دو جهان را کند فدای حسین
مده به حور فـــــــــریبم تو زاهدا! به خدا جنان گــــــذارم و اُفتم به خاک پای حسین
بیا که معـــــــرفت کائنات در خواب است بزیر سایه ی گیـسوی مشک سای حسین
مرا ببخـش خـــــــــــــدا یا بروز رستاخیز! به بیگناهی اصغـــر، به های های حسین
خمـــــــوش سرور دهقان! دگر خدا داند
ز ابتـــــــــــدای علی و ز انتهای حسین
درود مهربان!